تبليغاتX
به نام خالق پارس
جايگاه زن در نظام هخامنشيان
دروود دوستان ...
به دليل يه سري مشكلات شخصي تا مدتي نمي تونم آپ كنم از اين بابت شرمنده آپ زير رو هم خيلي هولكي نوشتم چون يكي از دوستان عزيزم اصرار داشت اين مطلب رو بذارم اميدوارم كم و كاستش رو ببخشين....

كپي برداري با ذكر منبع مجازه...
--------------------------------------------------------

جايگاه زن در نظام هخامنشيان




در زمان هخامنشيان زنان از جايگاه ويژه اي در اجتماع و در دربار دارا بودند آنان زن را نماد پاكي و قداست در دربار مي دانستند و همواره از زنان خود به عنوان مشاورين اصلي خود سود مي بردند اما با تحريف تاريخ بدست يونانيان و دشمنان فرهنگ ايران زمين پرسشهايي درباره ي تعداد زوجين در دربار هخامنشي به وجود آمد كه به تشريح آن مي پردازيم...

از ابتداي ورود قوم آريايي به ايران و حتي تا به امروز نيز سيستم تك زوجي در ميان ايرانيان رواج داشته و دارد ...
موسس سلسله ي هخامنشيان يعني كورش بزرگ حتي پس از مرگ همسرش كاساندانه(مانداناي امروزي) نيز ازدواج نكرد و تا پايان عمر نسبت به همسر خويش پايبند ماند؛ پس از مرگ كورش بزرگ و به قدرت رسيدن پسر بزرگش كمبوجيه، از آن رو كه فرهنگ هخامنشي(و حتي معماري هخامنشي) تركيبي از فرهنگهاي كهن با فرهنگ نوين هخامنشي بود كمبوجيه تصميم گرفت به تقليد از تمدن باستان عيلام با خواهران خويش ازدواج كند كه اين امر با مخالفت شديد بزرگان هخامنشي روبرو شد ، كمبوجيه كه خواستار به سلطه در آوردن حتي سنت هاي فرهنگ هاي ديگر بود سرانجام با دو خواهر خويش يعني ركسانا و هوتئوسه(اتوساي امروزي) ازدواج نمود اما او كه به فرهنگهاي ايراني خويش پايبند ماند و هيچگاه با خواهران خويش نزديكي نكرد وهيچگاه از آنان بچه دار نشد.
پس از مرگ كمبوجيه و غصب حكومت به دست گئومات مغ، گئومات با ركسانا ،هوتئوسه و چند دختر از بزرگان پارسي ازدواج كرد ؛ آنطور كه در تاريخ آمده ركسانا بعد از مدتي از دنيا برفت بعضي دليل مرگ او را سقط جنين بيان كردند وليكن علت مرگ ركسانا هنوز در پرده اي از ابهام قرار دارد...
زنان حرمسراي گئومات مغ تحت تدابير شديد امنيتي بسر مي بردند و حق نداشتند از كاخ خارج شوند و يا با كسي خارج از حرمسرا گفتگو كنند؛ سرانجام پس از مرگ گئومات مغ بدست ابر مرد تاريخ ايران زمين ، داريوش بزرگ ، داريوش هخامنشي ، سنتي پايه گزاري شد كه بواسطه ي آن براي احترام به شاه قبلي و حفظ حرمت و احترام زنان شاه قبلي در كابين شاه بعدي باقي بمانند و از حرمسراي شاه قبلي به حرمسراي شاه بعدي منتقل شوند اين تصميم به آن جهت گرفته شد كه هم از حرمت و احترام زنان دربار كاسته نمي شود و هم احتمال فحشا در ميان آنان بدليل نداشتن روابط سالم گرفته مي شد (اين در حاليست كه روابط ناسالم جنسي و فساد در دربار يونانيان موج مي زد...!!!).
بعد از كمبوجيه ازدواج با محارم حتي به صورت تشريفاتي و يا حفظ سنت يعني كاري كه كمبوجيه كرد هرگز در ميان پادشاهان هخامنشي ديده نشده...
--------------------------------------------
بعد از جنگ ترموپيل شجاع سرداري به نام آرتيميس  از اهالي كاريه به نزد خشايارشا آمد آرتيميس توانسته بود به تنهايي چندين ناو جنگي نيروي دريايي هخامنشي را از چنگ مزدوران يوناني نجات دهد مورد تحسين ها و سپاسهاي فراوان خشايارشا قرار گرفت بعد از گذشت مدتي مهر خشايارشا در دل آرتيميس افتاد ( خشايارشا يكي از زيباترين شاهان هخامنشي بود ) آيتيميس ديگر نتوانست مقاومت كند بنابر اين به خشاياشا پيشنهاد ازدواج داد  ولي با اين جواب خشايارشا مواجه شد : آرتيميس من نيز تو را دوست مي دارم همانطور كه تو مرا دوست داري ولي اين دوست داشتن عشقي است ميان تنها دو دوست ، من پارسي هستم و هخامنشي ، در سنت ما هخامنشيان ما تنها مي توانيم با يك زن ازدواج كنيم و تمام عشق و محبت خود را به آن زن تقديم كنيم شايد ما كنيزان زيادي را دوست بداريم ولي در نهايت به يك زن تكيه مي كنيم و هيچ چيز جاي آن را نمي گيرد...
همانطور كه گفته شد سنت ازدواج با يك همسر نه تنها در دوره ي هخامنشيان بلكه در تمامي دوران قبل از هخامنشيان و حتي تا به امروز در ميان قوم آريايي رواج داشته است سنتي كه با دين زرتشت نيز مطابقت داشت و اگر شاهي هخامنشي از اين سنت پيروي نمي كرد از شاهي خلع ميشد...
--------------------------------------------------------
در زمان هخامنشيان مقام زن را درست مقام قبل از خدا مي دانستند به طوري كه زن برايشان موجودي مقدس و پاك بود كه خداوند در وجودشان تنها نيكي را نهاده است...
زنان در زمان هخامنشيان از جايگاه والايي برخوردار بودند، آنها مي توانستند همانند مردان در كارهاي اداري و مالي امپراطوري هخامنشي وارد شوند  حتي به جايگاه هايي برسند مردان نيز زير دست زنان كار مي كردند ، در هنگام بارداري حقوق مضاعف و براي به دنيا آوردن فرزند پاداش مي گرفتند ، زنان كارگر حق داشتند هنگام كار كودكان خود را به طور رايگان به مهد هايي كه مختص زنان شاغل بود بسپارند (( از زبان داريوش –هاريد ماري كخ و كتيبه هاي گلي ))
---------------------------------------------------------------------------
شاهان هخامنشي اولين كسي را كه براي مشورت در امور كشور مي ديدند همسران متدبر آنها بود؛ داريوش شاه هيچ جنگي را بدونن فرمان آتوسا(ملكه 28 كشور پهناور) آغاز نكرد.
هخامنشيان زن را نماد آناهيد و فرشته هاي فرستاده شده از نزد خداوند بزرگ براي خود مي ديدند كه خداوند تمامي زيبايي ها و ظرافات را در خلق زن به كار برده.......

--------------------------------------------------------------------------
يكي از سوالاتي كه هميشه مورد بحث بوده اين است كه چرا هخامنشيان هيچ نماد يا نقشي از زنان خود را در پارسه(تخت جمشيد) نمايان نساختند؟!
جواب اين سوال برمي گردد به نوع نگاه هخامنشيان نسبت به زن...
شايد بيان اين مطالب در عصري كه به ديد كالا به زن نگاه ميشود براي استفاده ي ابزاري و يا احيانا نسل كشي از آن استفاده مي شود و زير پا گذاشتن حقوقش را قانون مي دانند عجيب و يا خنده دار به نظر برسد!!! وليكن اين حقيقتي انكار ناپذير و زيباست كه هخامنشيان آنقدر مقام زن را والا و زن را نشانه ي پاكي و معنويت ميدانستند كه حاضر نمي شدند از نقش زنانشان در محيط مادي بهره بگيرند (آنها زنان را هنر زيبايي خداوند مي دانستند)و دوست نداشتند كه نقش زنان زيبا رويشان به چشم هيچ غريبه و قومي بيفتد كه بهايي براي زنان خودشان قائل نبودند(زيرا پارسه مكاني بين المللي بوده و هميشه از كشورهاي همسايه رفت و آمد ...)
در نظام هخامنشي اهميت به حقوق برابر زن و مرد تا جايي پيش رفت كه دولت در تمامي مناطق زير پوشش حكومت هخامنشي قضاتي را مي فرستادند كه مسئول حفظ حقوق برابر زن و مرد بودند و اين با توجه به كتيبه هاي گلي كشف شده از پارسه قابل اثبات است (از زبان داريوش)
--------------------------------------
مقام و عظمت  زن تا دوران ساساني حفظ شد ولي با ورود اعراب خونخوار به ايران كه هيچ ارزشي براي جنس زن قائل نمي شدند و نمي شوند چناچكه هنوز رسم 4زنه بودن در ميان اعراب محكم و استوار است (چنانكه در قرآن نيز اجازه ي آن داده شده)  زنان و دختران ايراني به بردگي گرفته شدند و به مدينه صادر شدند(تاريخ طبري)
((
جزء 4 سوره النساء آيه 3
و اگر مى‏ترسيد كه [بهنگام ازدواج با دختران يتيم‏،] عدالت را رعايت نكنيد، [از ازدواج با آنان‏، چشم‏پوشى كنيد و] با زنان پاك [ديگر] ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را [درباره همسران متعدد] رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند.
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ

به عنوان نمونه شويس عدوي درباره غارت ايرانيان توسط سپاه اعراب روايت کرده است. مسلمانان به اهواز لشگر کشيدند و در آنجا مردماني از " جتها " و " اساوره " حضور داشتند . با آنان با دشواري جنگيدن و نبرد سختي در گرفت . ولي آنان ( ايرانيان ) شکست خوردند و افراد زيادي را به اسارت گرفتيم و زنان و دخترانشان را بين خودمان تقسيم کرديم .


جزء 5 سوره النساء آيه 24
و زنان شوهردار [بر شما حرام است‏؛] مگر آنها را كه [از راه اسارت‏] مالك شده‏ايد؛ [زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است‏؛] اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است‏. اما زنان ديگر غير از اينها [كه گفته شد]، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد؛ در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [= ازدواج موقت‏] مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. [بعداً مى‏توانيد با توافق‏، آن را كم يا زياد كنيد.] خداوند، دانا و حكيم است‏.
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا

بدرووود...

لینک نوشته

حمله ي اعراب به ايران(قسمت سوم)ء

در دو پست قبلي به شرح كلي و جزئي و موشكافانه ي حمله ي اعراب در زمان صدر اسلام پرداختيم


اما جالبترین اسناد ، دو سند زیر شامل نامه عمر به یزدگرد و پاسخ وی است که در موزه لندن نگهداری و به احتمال زياد برايتان آشنا هستند

 

میشود : 

 

نامه عمر به يزد گرد سوم سا ساني و پاسخ يزد گرد به آن

 

آنچه براي آگاهي دوستان ارجمند در ذيل مي آيد متن ترجمه نامه عمر خليفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و

 پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته

 شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه

 به طول انجاميد . عمر نزدیک ۶۰ سال و یزدگرد حدود ۲۳ سال داشته . خواندنش براي دوستان خالي از لطف نيست .

 *****************************************

نامه عمر :

 

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

 

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی.

تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و

 ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده.

ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند،

 بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و

الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی

 برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بمعنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

 

الله اکبر ،خلیفه مسلمین ، عمربن الخطاب

 ******************************************************

پاسخ یزدگرد :


 

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها،

شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی

 

 به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

 

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

 

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر،

بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای

آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در

 بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که

 ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که

 در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار

 نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده

 بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن

 می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید،

 به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت

 می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم

 می کنیم.

حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور

 خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم

 و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم

 و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر

 روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را

 در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که

 فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما

به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان

می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید.

 

چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

 

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان

 گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن

 در پشت سر خود داریم،

 

تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟

چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟

چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

 

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان

 خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر

 باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید.

 آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ،

 به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.

من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ،

در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما

 تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند،

 به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ،

 آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه

 مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما

 نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

 

یزدگرد سوم ساسانی

 

********************************************************************

۳. هجوم تازیان از عراق

 

 

در ۱۳۵۹ تازیان و در راس آنها صدام برای تصرف مجدد ایران هجوم آوردند.

 

قابل توجه اینکه تمام کشورهای تازی در این جنگ شرکت کردند تا بقول خودشان یاد جنگ نهاوند را زنده

 

کنند.

 

دلایل اصلی آنان این بود:

 

۱.اکثرایرانیان شیعه اند و شیعه مرتد است

 

۲. خوزستان(که در طی ۱۱۰۰۰ سال (یازده هزار) تمدن اثبات شده ی ایران جزیی از ایران بوده و تنها در

 

زمان حمله تازیها اشغال شد) برای تازیهاست .( لازم است بدانید خوزیها از نژاد آریایی هستند اما پس از

 

هجوم اعراب ، هم تازیها به این نقطه مهاجرت کرده اند و هم عده ای از مردم منطقه زبانشان را

 

بااجبارتازیها در زمان بنی امیه و.. ، عربی کرده اند .)

 

۳. اروندرود برای آنان است یا لااقل آنها سهم بیشتری دارند و...

 

که جنگ با آتش بس پایان یافت .

 

ایران متحمل ۱۰۰۰ میلیارد دلار(توجه کنید هزار میلیلارد دلار) خسارت شد.

 

خسارتی که اینک به خاطر روابط جمهوری اسلامی و بعضی تازیهای عراقی طلب نمیشود .

 

قابل توجه شما کویت خسارتش را طلب کرده( و در حال گرفتن خسارتش از فروش نفت عراق است) اما

 

جمهوری اسلامی ...

 

جنگ ایرانیان و تازیان در ۱۴۰۰ سال پیش هرگز فرصتی برای پاسخی درخور ، چنان که علی گفته بود

 

 نیافته است .


اين قسمت برگرفته از وبلاگ دانشجويان نو انديش بود.

لینک نوشته


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ


آرشیو وبلاگ
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386

پیوندها
ايران هميشه جاويد
كورش كبير
زرتشت و ايران باستان
مزدشت
چو ايران مباشد تن من مباد2
یادداشت های یک نسل سومی
به نام خدایی که کوروش بزرگ را آفرید
ای عرب دوسته فرهنگ فروش
سرای کورش و داریوش...ایران
دانستنيهاي روانشناسي
عجايب باستانشناسي
آتشكده ي خاموش
تاريخ و تمدن جهان
کوروش جاودان
گريه ي بارون
گارد جاویدان
يك فتحي
بنياد ايران ما
انرژي
خوانده شده
انديشه هاي پارسي
تاريخ جهان
ایران نامه-وطن یعنی خلیج تا ابد پارس
میراث ملی
فرهنگ و تاریخ
سوفيا
سرزمين جاويد من
يادداشت
سربازان هميشه بيدار كورش
حيات خلوت
اهل آذرآبادگان
آرشیو موضوعی
جايگاه زن در نظام هخامنشيان
------------------------ حمله ي اعراب به ايران(قسمت سوم)ء
-------------------------- در پاسخ به يك نظر
-------------------------- حمله ي اعراب به ايران (قسمت دوم)ء
-------------------------- وطن یعنی پدر، مادر، نیاکان
--------------------------- حمله ي اعراب به ايران(قسمت اول)ء
--------------------------- سروده ی فردوسی در مورد تازیان
--------------------------- نظام اداری هخامنشی در کتیبه های گلی یک موزه
------------------------- تويي كه ايراني نيستي احتراما اين مطلب را نخوان
------------------------ كتيبه بيستون (بگستان)
------------------------ وصيت نامه داريوش شاه هخامنشي. (داريوش بزرگ)
------------------------ حضرت ذوالقرنین یـــا کـــــوروش بـــــزرگ
------------------------ كورش كبير
------------------------ کتیبه پنجم داریوش شاه در شوش
------------------------ يورش تازي ها به ايران
------------------------ پاسخ یزدگرد سوم به نامه عمربن خطاب
------------------------

  RSS  
 هر سال، سال کوروش بزرگ -----------