تبليغاتX
به نام خالق پارس
((((((( تويي كه ايراني نيستي احتراما اين مطلب را نخوان))))))

((((((( تويي كه ايراني نيستي احتراما اين مطلب رانخوان))))))

 

 

درود بر همه هم بر موافق ها هم بر مخالف ها... هم بر كسايي كه مي فهمن هم بر كسايي كه مي خوان بفهمن !!!

 

بزرگترين نفرين من نثار كساني كه خود را به خواب زدند ... در ژرفاي تاريكي و انحطاط فرو رفتند و قصد خروج ندارند...فرق است ميان كسي كه به خواب رفته و كسي كه خود را به خواب زده...

 

 

 

امروز بر خلاف وعده اي كه دادم در رابطه با مطلبي راجع به اهميت دانستن تاريخ مطلبي غير معمول مينويسم...

 

يه موقع هايي آدم احساس مي كنه يه چيزي راه گلوشو بسته و دلش مي خواد اونو بيرون بده تا راحت بشه ...

 

امروز مي خوام يكم درد دل كنم ... مي خوام چيزايي كه مدت هاست بزور در دلم نگه داشتم بيرون بريزم...

 

 

 

حالا اگه دوست مني بمان و بخوان اگر نيستي خلوت مارا بهم نزن!!!

 

 

 

دوستان مدت هاست يه جرياني در سرزمين مادري شروع شده جرياني كه ايران رو به جايگاه اصلي خودش مي رسونه خيلي از محقق ها ، تاريخ دانان ، پيشگويان ... تاريخ به ثمر نشستن اين جريان رو 1414 يا همون چهارده چهارده معروف مي دونن سالي كه قراره ايران به اوج قدرتش برسه و تاريخ بعد از 2500 سال تكرار بشه...يه نگاه منصفانه به
دوروبرمون بكنيم مي بينيم كشور با سرعت زيادي داره رشد
مي كنه هم فرهنگيهم علمي هم اقتصادي...

 

اونايي هم كه دم از نا اميدي ميزنن خيلي زود رسوا مي شن...

 

 

 

اينو ما ميدونيم و بهش عشق مي ورزيم يه سري آدم عوضي خائن هم مي دونن و دارن از شدت حسادت پاره مي شن ... هر كاري مي كنن كه جلوي اين جريان رو بگيرن هم از لحاظ فرهنگي هم علمي هم اقتصادي...

 

همونايي كه اول مطلب گفتم برن بيرون چون ايراني نيستن اگر باشن

هم خائنن و سزاوار مرگ...

 

حالا اين وسط در اين زمان در اين وبلاگ ما كار فرهنگي مي كنيم پس ميريم سراغ كسايي كه دست رو فرهنگ ما گذاشتن يه حالي بهشون بدم من ...!!!

 

 

 

دوستان من يكم دقيق باشيد... يكم صريح باشيد و يكم اصيل باشيد ...

 

چرا اجازه مي دين هر بي سر و پايي به خودش اجازه بده در مورد ما ، تاريخمون ، فرهنگمون نظر بده؟؟؟؟

 

چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟

 

جديدا يه مشت عوضي با يه سياست كثيفي دارن سعي مي كنن حرفاشونو تو گوش جوونا كنن يه موقعي يه جايي به يه كسي برخوردم مي گفت كورش كبير آدم بدي بوده و خيلي چرت و پرت هايي كه نمي شه گفت چون خونتون جوش مي آد بعد آدرس طرف رو ازم مي خوايين من در جواب بهش گفتم تو واسه حرفات چه مدركي داري كه از اون موقع باشه؟؟؟ جوابش مشخصه ولي من چي گفتم گفتم عزيزم كتيبه ي حقوق بشر رو بخون از آدم خونخوار جنايتكار اين حرفا در نمي آد و از اين حرفا اين يه سياست مشخصه يه بحثه منطقي يه كه يه كسي با ظرفيت فكري خودش راه انداخته ولي يه جاي مي بيني همون آدمايي كه گفتم يه سياستي رو پيش گرفتن تو بحث دارن پيشرفت مي كنن ولي روششون كثيف و نا جوانمردانس از جمله اون احمقايي كه جديدا راه افتادن مي گن نـــــــــــــــــــــــــــــه اصلا اسكندري به ايران حمله نكرده چنگيز خان مغولي نيومده ايران و از اين خوزابلات كه مي بافن با اينا نميشه بحث كرد چرا كه اولا ايراني نيستن دوما مغز گاو صندوقي اند!!! يعني چي؟ مي گم ببين اينا در مغزشون  بسته شده يعني اين بدبختو يه چيزي كردن تو سرش در اون دوهوله رو قفل كردن ديگه بحث با همچين آدمايي آب در هاون كوفتنه!!!!!

 

 

 

از جمله ي اين آدما اوناييين كه مي گن عربا بدون جنگ و خون ريزي اومدن ايران و ايرانيانم با آغوش باز پريدن تو بغل چرك و كثيف عرب بو گندو و و و و...

 

پايه گذار اين جنگ كي بود؟ چرا به ايران آمد؟ در اين جنگ و بعدش به ايران چه گذشت؟(همه رو جواب مي ديم بعد به يه نتيجه ي قشنگ مي خواييم برسيم سورپرايز دارم واستون...)

 

 

 

جواب اولي: يه آدم بي فرهنگ ،‌عرب ‌سگزي ،‌ بي سواد ، دور از تمدن ، عقده اي ، سود جو ، و در آخر بت پرست به نام عمر خطاب (كف مرتب بزن واسه آقا) اي عمر بلاخره بهم رسيديم...

 

اين آدم بي ترديد بزرگترين جنايتكار جنگي كه زمين به خودش ديده و بايد محاكمه بشه يعني ميشه و شده الانم تو جهنم مسئوليت تاسيسات حرارتي رو به عهده داره فك كنم اخه آخرين بار كه خوابشو ديدم تا گردن تو مذاب فرو رفته بود التماس مي كرد از بوي گند دهنش از خواب پريدم... هرچي فساد تو دنيا هست از گور اين آغـــــــــــــــــــــــــــا بلند مي شه... اين آدم به خانواده پيامبراكرم(ص) رحم نكرد بياد به ما ايراني ها رحم كنه؟؟؟؟

 

خلافت و حكومت خودش تو شبه جزيره غيرقانوني بود حالا مي خواي تو ايران عدالت به پا كنه؟؟؟؟

 

 

 

اون ابوبكر مادر مرده آخر عمري داشت از كاراش پشيمون مي شد اين نذاشت گفتم كه همه ي فساد عالم از اين آدم نشاءت ميگيره ...

 

حالا اين آدم اومده مي خواد ايران رو به خدا پرستي دعوت كنه واويلا... با كيا ؟؟؟ با يه مشت وحشي كه هنوز بسم الله بلد نيستن با يه مشت عرب كه نمي دونن اسلام چيه مي خواد اسلام رو به دنيا معرفي كنه واويلا ...

 

---------

 

يه مطلبي رو دوست عزيزم(( همايون آريامنش )) در اين رابطه ذكر كردن براتون نقل قول مي كنم:

 

(( عمر خطاب خليفه بعد از ابوبكر در حالي به خلافت رسيد كه اعراب كوچكترين قدرتي در ميان ملل جهان(از جمله خاورميانه) نداشتند اعرابي كه تا سالهاي قبل كشتن فرزندان بي گناه خودرا نشانه ي شرافت مي دانستند و عقبه اي كه داشتند پرستيدن سنگ و حيوانات بود، اكنون داراي دين جديدي بودند به نام اسلام ، اسلام به آنان راه زندگي كردن را نشان ميداد.

 

برابر عربها بسيار شگفت انگيز بود آنها بعد از هزاران سال دريافته بودند كه توسط سنگها(بت ها) آفريده نشده اند و اينكه مي توانند جز وحشي گري به كارهاي نيك نيز دست بزنند!!!!!

 

اما آيا اين دين براي اعرابي كه ساليان سال تنها خونريزي را آموخته بودند سنگين نبود؟؟؟

 

در قرآن آياني وجود داشت كه نشان مي داد اسلام بر تمام جهان پيروز مي شود ولي اين براي معني نداشت چون آنان توانايي فهميدن اين موضوع را نداشتند كه اسلام مي تواند بدون خونريزي نيزبر جهان پيروز شود اما اعراب اعراب قدرت درك چنين موضوعي را نداشتند بنابر اين دست به خونريزي و كشورگشايي زدند به نام اسلام.

 

بزرگترين قدرت در تمام جهان آن زمان ايرانيان بودند كه در هزاران سال پيش هيچ قدرتي توان مقاومت در برابر اقتدار هخامنشي ايران را نداشت – اكنون ساسانيان در ايران فرمانروايي مي كردند يزدگرد سوم شاهنشاه ايران بود ، عمر كه فردي خون ريز و بي شرافت بود حتي به اسلام نيز اعتقاد نداشت همو كه به ياران و همكيشان خود مي گفت من به خداي محمد(ص) اعتقاد ندارم و همان بت ها را مي پرستيد او كه خليفه مسلمانان بود نتوانسته بود دركي هرچند كوتاه از اسلام پيدا كند اما اسلام را پايدار مي ديد براي تكيه بر قدرت زدن ... او سپاهيان عرب را كه شوق پيدا كردن دين جديدي را داشتند فراهم ساخت و به آن اعراب ساده لوحگوشزد كرد كه تنها راهي كه شما را به سعادت مي رساند و اسلام بر آن تكيه دارد جنگ و كشور گشايي است و نام آن را جهاد ناميد ، اعرابي كه خود را نماينده ي الله در زمين مي ديدند دست به كشور گشايي زدند آنها با جنگها فراوان توانستند عراق را بگيرند تا نوبت به مرزهاي شاهنشاهي ساساني ايران برسد، يزدگرد براي اين جنگ رستم سردار شايسته ي ايران را انتخاب نمود تا به جنگ با اعراب وحشي برود، رستم كه غرور ايراني او را فرا گرفته بود فكر نمي كرد اعراب سوخته ژنده پوش با شمشيرهايي كه به چوب خشك شبيه بودند بتوانند در برابر سربازان سرتا پا مسلح ايراني با لباسهاي فاخرو شمشير هاي طلايي پيروز شوند.

 

اعراب رفته رفته و با هر ترفندي كه مي توانستند به كار بردند تا بر ايرانيان پيروز شدند آنها حتي از رويداد هاي طبيعي از قبيل طوفان شن ، جهت تابش نور خورشيد و حتي به روايتي شبانه كه به رسم ايرانيان جنگ ممنوع بود سپاه ايران را دور زدند و ... براي پيروزي بهره بردند.؛

 

عمر به يزدگرد نامه اي فرستاد و به او گفت كه به اسلام روي بياورد و دست از كفر بردارد !!!!!!!!!!!!

 

يزدگرد در جواب نامه به او گوشزد كرد كه ايرانيان قبل از پديد آمدن اجدادش يكتا پرست بودند... متن كامل در اينجا.

 

عمر كه خودرا سخت در برابر ايرانيان پست و خوار مي ديد بر وحشي گري خود افزود و روستاها و شهرها را يك به يك ويران ساخت او به اسم اسلام زنان و دختران ايراني را مي كشت و به آنان تجاوز مي كرد و به عنوان برده به مدبنه مي فرستاد... او تمامي شهرها را نابود ساخت تا خوي و خصلت وحشي گري خود را به جهانيان بياموزد ؛

 

رستم با تعداد كمي از سپاهيانش تا آخرين نفس مقاومت كرد اما سرانجام كشته شد يزدگرد تصميم گرفت به تنهايي با اعراب مبارزه كند او با آخرين افرادي كه برايش باقي بود به سپاه دشمن شتافت و با اعراب وارد جنگ شد تمامي افرادش كشته شدند. او تنها ماند سرانجام او نيز كشته شد ولي هيچ كس نفهميد كه جسد او چه شده است ...

 

اعراب كه خود را در برابر يك شاه ايراني اين چنين حقير ميديدند تصميم گرفتند داستاني بسازند و اين گونه وانمود كنند كه يزدگرد در هنگام فرار توسط يك آسيابان كشته شده!!!! ( آيا يك ايراني آخرين شاه كشور و اميد پيروزي ايرانيان در برابر اعراب را مي كشند؟؟؟)

 

عمر به طاق بستان در كرمانشاه رسيد او كه تا ساعاتي غرق تماشاي قدرت و هنر ايرانيان بود دستور داد تمامي غنائم بدست آمده از كاخ شاهنشاهي ايران را بار كنند و به عراق ببرند يكي از جالبترين اتفاقات اين حين برخورد عمر با كاسه هاي فيروزه نشان بود عمر كه به عمر خود چيزي به اين زيبايي نديده بود دستورمي داد نگينهاي فيروزه را از ظرف جدا و بقيه ي ظروف را بشكنند!!!!!!!

 

عمر خونريزي را به اوج خود رساند و حتي به مردمان بي دفاع نيز رحم نكرد ...

 

در راه كشور گشايي به پارسه رسيد جايي كه تنها نيكي در آن جا داشت شهري با شكوه كه به وسيله ي بزرگترين مرد تاريخ ايران داريوش هخامنشي بنا نهاده شده بود او به شهر سوخته كه با همان حال شكوه و عظمتي وصف ناپذير را زنده مي كرد ؛ با اينكه سالها پيش توسط دژخيمان مقدوني غارت شده بود باز هم غنائم فراواني را در خود داشت اعراب وحشي كه حتي به سنگ ها هم رحم نمي كردند تا مي توانستند غارت و تخريب كردند؛ تا آنكه پس از خونريزي هاي فراوان ايران را فتح كردند ما اين فتح تنها فتح مشتي خاك ايران بود اما فرهنگ و سنت هاي آريايي فتح ناپذيرند.؛

 

عمر هر روز با قيام هاي متعددي در سراسر ايران روبرو مي شد و حتي يك شب نتوانست راحت به خواب رود.

 

عمر از وحشي گري هيچ چيز كم نداشت او كه اعراب را به خونريزي تشويق مي كرد با ترس بسيار كه از شاهنشاهي مقتدر ايران داشت توانست ايران را فتح كند اما خود نيز مبحوت فرهنگ ايراني بود اين حقيقتي است در تاريخ كه ايران دروازه اي است كه وحشي ترين افراد را نيز تحت تاثير پايه ي فرهنگ خود پندار ، گفتار‌ و كردار نيك قرار مي دهد.

 

اما آيا خودمان از اين فرهنگ اصيل با خبريم؟؟؟!!! ))

 

--------------------------------------------------------------------------

 

 

 

دوستان بياييد چشمانمان را به روي حقيقت باز كنيم امثال اسكندر چنگيز و عمر زيادند هنوز ...

 

عمر صفتان هنوز در جامعه دست به تخريب مي زنند انحراف ايجاد مي كنند تفرقه مي اندازند نابود مي كنند...

 

من اينجا قصد ندارم بحث ديني اعتقادي راه بندازم ولي اگه لازم باشه پوزه خيلي ها رو در اون مساله به خاك ماليدم و مي مالم هركي قصدش رو داره آي دي من در وبلاگ موجوده...

 

----------------------

 

نكات پاياني :

 

ايرانيان در تاريخ خود هميشه مورد هجوم و تاخت و تاز بودند و خواهند بود جنگ با خاك اين سرزمين گره خورده چيزي كه ما بهش افتخار مي كنيم و بهش مي باليم اينه كه با وجود همه ي اينها هيچ وقت از راه راست منحرف نشديم خدا پرست نشديم ، خدا پرست بــوديم و هستيم و خواهيم بود هميشه از هر واقعه ي دردناكي نكات مثبت آموختيم عمر با وحشي گري به ايران آمد ما از عمر استقبال نكرديم ... از اسلام استقبال كرديم اما نه از اسلام عمر از يادگار پيامبر و ائمه اطهار استقبال كرديم و فرق ايندو را بخوبي تشخيص داديم پيامبر اكرم (ص) در زمان حيات خويش از دست اين اعراب خيلي رنج كشيد در شناخت اين عربها همين بس كه پيامبر خدا و نشانه ي رحمت الهي را به سخره مي گرفتند جاي تعجبه كه كسي براي اينها بهترين دين و خوبي ها را بخواهد ولي اين بي لياقت ها بر سرش خاكستر مي ريختند...تا جايي كه خود پيامبر مي فرمايند اگر من دين خود را به پارس ها عرضه مي كردم هيچ كدام از مشكلات اينجا را نداشتم...

 

-----------------------------------

 

همه بخوانند و بدانند :

 

حديثي از پيامبر اسلام در كتاب (( خدمات متقابل اسلام و ايران )) ديدم كه به وضوح اهداف ما را تعيين كرده؛

 

پيامبر اكرم(ص) در تعبيير خواب يكي از اصحابش مي فرماييند: عجم (ايراني) با شما در اسلام شركت خواهد كرد و با شما ازدواج خواهد نمود ؛ مردان شما با زن هاي آنها و زنهاي آنها با مردان . ( غرضم اين جمله است») من مي بينم آن روزي را كه عجم با شما بجنگد براي اسلام آنچنان كه روزي شما با عجم مي جنگيد براي اسلام . يعني يك روز شما با عجم مي جنگيد كه عجم را مسلمان كنيد ، و يك روز عجم با شما مي جنگد كه شما را برگرداند به اسلام ، كه مصداق اين حديث همان قيام است.

 

خواهش مي كنم چند بار اين حديث را مطالعه كنيد ببينيد چه قشنگ پيامبر اين روز ها را مي ديده ...

 

دوستان اسلام واقعي پيش ماست اين عربها لياقتش را نداشتند مادامي كه پيامبر (ص) زنده بود كه هيچ هنگامي كه فوت شد به يك ساعت نكشيد رفتند اسلام را در جايي به نام سقفيه تقسيم كردند كي؟ همان عمري كه خودتون ديگه خوب مي شناسيدش... (اگه خواستين از تاريخ اين زمان بگم در نظرات بگيد )

 

حالا »»»»» من مي بينم روزي رو كه تلافي همه ي اين خونريزي ها رو بر سر اين اعراب خالي كنيم مي بينم روزي رو كه اين عرب پست رو نابود مي كنيم و ريشه ي فساد ، بي ديني ، وهابي گري (نمايندگان رسمي عمر در حال حاضر) و در مجموع ريشه ي اين كثافت ها را از زمين بر مي داريم و آن روز نزديك است...

حالا نتيجه:

ببينين بعضي ها مي پرسن با اين همه حرفايي كه ما مي زنيم اصلا چرا ايران در جنگ با اعراب شكست خورد ؟؟؟ دليلش به نظر من مشخصه و اون اينكه اگه اين اتفاق نمي آفتاد اسلام نابود مي شد يعني اصلا اين خواست خدا بوده از اونجايي كه اين عربارو ميشناخت شايد اگه چند سال مي گذشت شايد نه حتما ديگه اسلام واقعي به طور كامل تحريف مي شد...

بدرود

لینک نوشته


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ


آرشیو وبلاگ
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386

پیوندها
ايران هميشه جاويد
كورش كبير
زرتشت و ايران باستان
مزدشت
چو ايران مباشد تن من مباد2
یادداشت های یک نسل سومی
به نام خدایی که کوروش بزرگ را آفرید
ای عرب دوسته فرهنگ فروش
سرای کورش و داریوش...ایران
دانستنيهاي روانشناسي
عجايب باستانشناسي
آتشكده ي خاموش
تاريخ و تمدن جهان
کوروش جاودان
گريه ي بارون
گارد جاویدان
يك فتحي
بنياد ايران ما
انرژي
خوانده شده
انديشه هاي پارسي
تاريخ جهان
ایران نامه-وطن یعنی خلیج تا ابد پارس
میراث ملی
فرهنگ و تاریخ
سوفيا
سرزمين جاويد من
يادداشت
سربازان هميشه بيدار كورش
حيات خلوت
اهل آذرآبادگان
آرشیو موضوعی
جايگاه زن در نظام هخامنشيان
------------------------ حمله ي اعراب به ايران(قسمت سوم)ء
-------------------------- در پاسخ به يك نظر
-------------------------- حمله ي اعراب به ايران (قسمت دوم)ء
-------------------------- وطن یعنی پدر، مادر، نیاکان
--------------------------- حمله ي اعراب به ايران(قسمت اول)ء
--------------------------- سروده ی فردوسی در مورد تازیان
--------------------------- نظام اداری هخامنشی در کتیبه های گلی یک موزه
------------------------- تويي كه ايراني نيستي احتراما اين مطلب را نخوان
------------------------ كتيبه بيستون (بگستان)
------------------------ وصيت نامه داريوش شاه هخامنشي. (داريوش بزرگ)
------------------------ حضرت ذوالقرنین یـــا کـــــوروش بـــــزرگ
------------------------ كورش كبير
------------------------ کتیبه پنجم داریوش شاه در شوش
------------------------ يورش تازي ها به ايران
------------------------ پاسخ یزدگرد سوم به نامه عمربن خطاب
------------------------

  RSS  
 هر سال، سال کوروش بزرگ -----------